دوشنبه 18 آبان1388 ساعت: ۱۶:۳۰ این هفته چهارشنبه 20 آبان 1388 جلسه رمان خوانی با رمان "سرخی تواز من" نوشته سپیده شاملو در محل انجمن نسیم اندیشه برگزار خواهد شد.
این هفته جلسات رمان خوانی و داستان خوانی انجمن نسیم اندیشه با کتاب یوزپلنگانی که با من دویده اند از بیژن نجدی پیگیری خواهد شد. این جلسه چون هفته ی پیش ساعت ۴:۳۰ عصر روز چهارشنبه ۶/۸/۸۸ در دفتر انجمن نسیم اندیشه برگزار خواهد شد.
این جلسه که به بررسی رمان آیینه های دردار اختصاص خواهد شد چهارشنبه ۲۹ مهرماه ساعت ۴:۳۰ درمکان انجمن نسیم اندیشه با حضور شما شکل خواهد گرفت.
لازم به ذکر است که در ویژه نامه ی دوشنبه ی این هفته ی روزنامه ی اعتماد مقالاتی راجع به این اثر گلشیری منتشر شده بود.
متعاقبا برنامه ی جدید جلسات و تاریخ دقیق آن ، اعلام خواهد شد.
جلسه ی این هفته، کتاب آیینه های دردار به علت پاره ای مشکلات پیش بینی نشده، برگزار نمی شود. از دوستانی که خود را برای حضور در این جلسه آماده کرده بودند معذرت می خواهیم.
این هفته کتاب آینه های دردار اثر هوشنگ گلشیری در جلسه ی رمان خوانی انجمن نسیم اندیشه بررسی خواهد شد.
برای آشنایی بیشتر با هوشنگ گلشیری به سایت بنیاد هوشنگ گلشیری مراجعه نمایید. (+)
قسمت کوتاهی از رمان آینه های دردار (+)
آینه های دردار در ویکیپدیا (+)
همچون هفته های پیش این جلسه روز چهارشنبه ساعت ۵ عصر در انجمن نسیم اندیشه برگزار خواهد شد.
در این جلسه کتاب آفتاب مهتاب از شیوا ارسطویی و همچنین تک داستان عاشقیت در پاورقی از مهسا محب علی نقد و بررسی می شود.
برای آشنایی بیشتر با کتاب آفتاب مهتاب به این پست وبلاگ (+) مراجعه کنید.
برای مطالعه ی متن داستان کوتاه عاشقیت در پاورقی به اینجا (+) مراجعه کنید.
کتاب آفتاب مهتاب مجموعه داستانی از شیوا ارسطویی است که در سال 81 توسط نشر گیو به چاپ رسیده است.این کتاب شامل ده داستان کوتاه با نامهای "یک شب قبل از انتخابات"،"پرانتز باز،خنده،پرانتز بسته"،"برای پیرزنهای خودم"،"تقسیم"،"تو رگی"،"غذای چینی"،"شازده خانم"،"گدای انگلیسی"،"آفتاب مهتاب" و "هنوز نه،اما بعد" است.این کتاب برنده جایزه بهترین مجموعه داستان دومین دوره جایزه ادبی یلدا در سال 81 و همچنین برنده جایزه بنیاد گلشیری برای بهترین مجموعه داستان سال 81 شده است.این کتاب تا سال 87 به چاپ پنجم رسیده است و در حال حاضر توسط نشر مرکز انتشار مییابد.
در ابتدایی که این کتاب را به دست میگیرم قرار را بر این میگذارم که صفاتی از زنانگی را خواهم خواهند و همینطور میشود.تمامی شخصیتهای اصلی این داستانها زنان هستند و در تمامی این مجموعه راوی زنانی هستند که توانستهاند صفات زنانه را به خوبی ترسیم کنند. " کمرم تیر کشید.حس کردم چیزی از من دفع میشود و لباسم را خیس میکند.مایعی گرم و غلیظ.راه طولانی بود"(داستان شازده خانوم) یا در داستان پرانتز باز،خنده،پرانتز بسته راوی بعد از اینکه از مطب دکتر پوست بیرون میآید میگوید"خیلی وقت بود شوهرم نه زیاد به من خیره میشد و نه به عکسهای عروسیمان توجهی داشت.باید از آنجا یکراست میرفتم به یک مغازه لوازم آرایشی.شاید بد نبود اگر لنز هم میگذاشتم.از خیر همه اینها گذشتم.شاید بروم و برای خودم یک جفت کفش تازه بخرم."شیوا ارسطویی در این کتاب صفات زنانهای را ترسیم کرده است که بازتولید نگاه مردان به زنان در جامعه است و نتوانسته به زن به عنوان یک موجود طبیعی نگاه اندازد و همان نقشهای جامعه مردسالار را برای زنان به رشته تحریر در آورده است "وقتی با هم شوخی میکردیم،بیهوا میزدیم تو سر و صورت هم.آن روز هم بعد از آن شوخی بی مزه،بی هوا زد توی گوشم.دردم آمد.جای سیلی را روی گونهام مالیدم.پشت کردم به او و رفتم توی زیرزمین.نشستم یک گوشه و زر زدم"(داستان شازده خانوم)
اغلب راوی داستانها همچون شهرزاد و زنانی که در این مجموعه همانند سیمین در موردشان صحبت میشود زنانی هستند که از وضعیت زندگی زنانه خود راضی نیستند و به نوعی برای زندگی جدید، زندگی قبلی خود را فراموش کردهاند.این نگاه شیوا ارسطوی درباره زنان نقطه قوت نوشتههای او و پلهای برای پیشرفت در حوزه ادبیات زنان است."گفتم:"سیمین میگفت خیال داره وکیل مجلس بشه.یادته؟" گفت:"هنوز دارم قسط مهریهشو میدم.شوهر که نکرده.""(یک شب قبل از انتخابات)
نگاه شیوا ارسطویی به مرد در این داستانها نگاهی مذهبی،خشک،بی احساس،عاشق پیشه،خوش گذران و... دانست "معلوم بود پدر سودابه موفق نشده دخترهاش را زیر آن همه پارچههای ضخیم،از عشق عاشق پیشهها پنهان کند."(آفتاب مهتاب) در مجموع میتوان از مجموعه آفتاب مهتاب به عنوان نمونهی خوب که مردان را نه سیاه کامل و نه سپید دیده است یاد کرد.
دراین مجموعه راوی داستانها افرادی تنها و کسانی هستند که در رابطه با افراد دیگر شکست خوردهاند و در تنهایی خودشان به سر میبرند"صداش پیچید توی اتاق:"شاشیدم به هر چی عشقه!"این آخرین جملهای بود که از او شنیده بودم."(هنوز نه،اما بعد)روابط بین افراد در این داستانها، روابطی دور افتاده است.روای در بیشتر مواقع همچون داستانهای یک شب قبل از انتخابات،شازده خانوم،هنوز نه،اما بعد بیشتر درباره گذشته خود یا افراد دیگر صحبت میکنند "دستم که بیهوا میرفت طرف دستش،دست به سینه میشد و میگفت:"هول نشو!برای این لوس بازی یا خیلی وقت داریم"(هنوز نه،اما بعد)
در هر مجموعه داستانی رسم بر این است که نام کتاب را از بهترین داستان مجموعه انتخاب کنند.شیوا ارسطویی هم نیز این کار را کرده است.
متن کامل این رمان را از اینجا می توانید بخوانید .
سالشمار زندگی و آثار بهرام صادقی
مرگ انديشي آنها كه جاودانهاند
نقد آثار بهرام صادقي با نگاهي به داستان كوتاه " جوجو جتسو"